[[{"content_id":77092,"content_number":0,"portal_id":153,"lang_id":"fa","content_title":"عید مبعث و  بشارت درباره نبوت پیامبر اسلام(ص)","content_rtitr":"","content_short_title":null,"content_summary":"","content_summary_fill":0,"content_body":"روز&nbsp;مَبْعَث&nbsp;بر پایهٔ باورهای اسلامی و به استناد تاریخ دین اسلام، روزی است که&nbsp;محمد، پیامبر اسلام، به درجه پیامبری برگزیده شد. مسلمانان معتقدند او در&nbsp;غار حرا، توسط&nbsp;جبرئیل&nbsp;و از سوی&nbsp;الله&nbsp;به پیامبری نایل آمد و مأمور شد که&nbsp;چندخداپرستی&nbsp;و&nbsp;بت&zwnj;پرستی&nbsp;را از زمین بردارد و خداپرستی را رواج دهد و پیام&nbsp;وحی&nbsp;را به مردم برساند. محمد در این زمان چهل سال داشت و در مکه زندگی می&zwnj;کرد.\r\n\r\nباور شیعیان\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n&nbsp;\r\nغار حرا در مکه کشور عربستان\r\n\r\n\r\n\r\nبر اساس باور شیعیان، محمد ابن عبدالله در روز&nbsp;۲۷ رجب&nbsp;سال&nbsp;۴۰&nbsp;عام الفیل، (سال ۱۳ پیش از هجرت) مبعوث شد. شیعیان این روز را جشن می&zwnj;گیرند و در روایات اسلامی اعمال مستحبی برای روز مبعث پیش بینی شده&zwnj;است. دعا، نماز و غسل مستحب از اعمال این روز است. البته در پاره&zwnj;ای از روایات شیعه نیز بعثت محمد در ماه رمضان ذکر شده مانند روایت&nbsp;عیون الاخبار شیخ صدوق&nbsp;که متن آن اینگونه است که: وقتی شخصی به&nbsp; نام فضل از امام رضا می&zwnj;پرسد که چرا روزه فقط در ماه مبارک رمضان فرض شد و در سایر ماه&zwnj;ها فرض نشد؟ در پاسخ او گفت: &laquo;لان شهر رمضان هو الشهر الذی انزل الله تعالی فیه القرآن...&raquo; تا آنجا که گفت: &laquo;... و فیه نبی محمد صلی الله علیه و آله&zwnj;&raquo; یعنی بدان جهت که ماه رمضان همان ماهی است که خدا قرآن را در آن نازل فرمود و همان ماهی است که محمد در آن به نبوت برانگیخته شد که چون مخالف با روایات دیگر شیعه در اینباره بوده است؛&nbsp;محمد تقی مجلسی&nbsp;احتمال تقیه در آن داده، و یا فرموده که باید حمل بر برخی معانی دیگری جز معنای بعثت اصطلاحی شود، زیرا تاریخ بیست و هفتم ماه رجب به نظر او نزد علمای امامیه مورد اتفاق و&nbsp;اجماع&nbsp;بوده و گفته است: &laquo;... و علیه اتفاق&zwnj;الامامیة&zwnj;&raquo;.\r\n\r\nباور اهل سنت\r\n\r\nدر نزد اهل سنت تاریخ دقیق بعثت پیامبر اسلام مشخص نیست؛ ولی بعضی معتقدند که این واقعه در شب ۲۱ ماه رمضان بوده&zwnj;است. به دلیل نامعلوم بودن تاریخ، مبعث نزد اهل سنت جشن گرفته نمی&zwnj;شود.\r\n\r\nبشارت حضرت عیسی(ص) به بعثت پیامبر اسلام(ص)\r\n\r\nپرسش :&nbsp;آیا حضرت عیسی(علیه السلام) بعثت پیامبر&nbsp;اسلام(صل&nbsp;اللهعلیه واله وسلم) را بشارت داده اند؟\r\n\r\nپاسخ اجمالی:&nbsp;خداوند در آیه 6 سوره صفّ می فرماید: حضرت مسیح(ع) به آمدن رسول اکرم(ص) بشارت داده است و این بشارتها به قدری مفصل بیان شده که خداوند درباره آن در آیات متعددی مثل آیه 146 سوره بقره می فرماید: &laquo;اهل کتاب پیامبر موعود را همچون فرزندان خود مى شناسند ولى جمعى از آنان، حق را در حالى که از آن آگاهند کتمان مى کنند&raquo;.\r\n\r\nپاسخ تفصیلی:&nbsp;در&nbsp;قرآنمجید حدّاقل در دو مورد به این مساله اشاره شده است:\r\n1ـ در مورد بشارت حضرت مسیح(علیه السلام) نسبت به&nbsp;ظهورپیامبر اسلام(صلى&nbsp;اللهعلیه وآله)، چنان که در&nbsp;آیه6&nbsp;سورهصفّ مى خوانیم:&nbsp;&laquo;وَ اِذْ قَالَ عیسَى ابْنُ مَرْیَمَ یَا بَنِى اِسْرَائِیلَ اِنِّى رَسُولُ اللهِ اِلَیْکُمْ مُّصَدِّقاً لِّمَا بَیْنَ یَدَىَّ مِنَ التَّورَاهِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُول یَاْتى مِنْ بَعْدِى اسْمُهُ اَحْمَدُ فَلَمَّا جَائَهُمْ بِالْبَیِّنَاتِ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُّبینٌ&raquo;؛ (و به یاد آورید هنگامى را که عیسى بن مریم گفت:&quot; اى بنى اسرائیل! من فرستاده&nbsp;خدابه سوى شما هستم در حالى که تصدیق کننده توراتى مى باشم که قبل از من فرستاده شده، و بشارت دهنده به پیامبرى که بعد از من مى آید و نام او احمد است.&quot; هنگامى که او (احمد) با معجزات و دلایل روشن به سراغ آنان آمد، گفتند: این سحرى آشکار است)!\r\n2- در آیات متعددى از&nbsp;قرآنمجید، سخن از بشارت تورات ( یا تورات و انجیل) نسبت به ظهور پیامبر اسلام(صلى&nbsp;اللهعلیه وآله) به میان آمده، و نشان مى دهد که به قدرى اوصاف و نشانه هاى پیامبر اسلام(صلى&nbsp;اللهعلیه وآله) در کتب آنها آشکارا بیان شده بود که آن حضرت را با این نشانه ها همانند فرزندان خود مى شناختند.\r\nحتّى در تواریخ معروف آمده است که مهاجرت یهود از مناطق شامات و فلسطین به مدینه و استقرار در آن جا، به خاطر بشاراتى بود که درباره&nbsp;ظهوراین پیامبر در کتب خود دیده بودند ـ این موضوع مشروحاً در&nbsp;تفسیرنمونه، ذیل&nbsp;آیه89&nbsp;سورهبقره آمده است ـ&nbsp;(1)هر چند که گروه کثیری از آنان که قبلا از مبلغان پیامبر اسلام(صلى&nbsp;اللهعلیه وآله) بودند بعد از ظهورش به خاطر این که منافع شخصى خود را در خطر مى دیدند از&nbsp;ایمان&nbsp;آوردن به او سرباز زدند و در آیات&nbsp;قرآنمورد ملامت قرار گرفته اند.\r\nاز آیاتى که اشاره به این موضوع مى کند&nbsp;آیه146&nbsp;سورهبقره است، مى فرماید:&nbsp;&laquo;اَلَّذِینَ اَتَیْنَاهُمُ الْکِتَابَ یَعْرِفُونَهُ کَمَا یَعْرِفُونَ اَبْنَائَهُمْ وَ اِنَّ فَریِقاً مِّنْهُمْ لَیَکْتُمُونَ الْحَقَّ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ&raquo;؛ (کسانى که کتاب آسمانى به آنان داده ایم، او (پیامبر) را همچون فرزندان خود مى شناسند; ولى جمعى از آنان،حق را در حالى که از آن آگاهند کتمان مى کنند).\r\nهمین معنا در&nbsp;آیه20&nbsp;سورهانعام نیز آمده است آن جا که مى فرماید:&nbsp;َ&laquo;الَّذِینَ آتَیْنَاهُمُ الْکِتَابَ یَعْرِفُونَهُ کَمَا یَعْرِفُونَ اَبْنَائَهُمْ&raquo;؛ (کسانى که کتاب آسمانى به ایشان داده ایم، بخوبى او (پیامبر) را مى شناسند، همان گونه که فرزندان خود را مى شناسند)! همچنین&nbsp;آیه89&nbsp;سورهبقره که در بالا به آن اشاره شد نیز این معنا آمده است.\r\nهمین معنا با صراحت بیشترى در&nbsp;آیه157 سوره&nbsp;اعرافآمده است که مى فرماید:&nbsp;&laquo;الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِىَّ الاُْمِّىَّ الَّذِی یَجِدُونَهُ مَکْتُوباً عِنْدَهُمْ فِی التَّوْرَاهِ وَالاِْنجِیلِ&raquo;؛ (همان کسانى که از فرستاده (خدا)،پیامبرِ &quot;اُمّى&quot; (و درس نخوانده) پیروى مى کنند; پیامبرى که صفاتش را، در تورات و انجیلى که به صورت مکتوب نزدشان است، مى یابند...).\r\nهمچنین در&nbsp;تفسیرآیاتى که مى گوید:&nbsp;قرآنتصدیق کننده کتاب هاى پیشین است نیز یکى از احتمالات، این گفته شده که: منظور از تصدیق کردن کتب پیشین هماهنگى&nbsp;قرآنو صفات پیامبر با نشانه هایى است که در کتب انبیاى پیشین آمده است.\r\n\r\nادیان و عقائد در جامعه قبل از بعثت\r\n\r\nپرسش :&nbsp;چه ادیان و عقایدی در&nbsp;جامعهقبل از بعثت وجود داشت؟\r\n\r\nپاسخ اجمالی:&nbsp;یکتاپرستان شبه جزیره عربستان به نام غیرمعطله شناخته می شدند. در مقابل، معطله غیریکتاپرستانی بودند که خود عقاید مختلفی داشتند. انکار اصل وجود خدا و معاد و بعثت انبیاء، پرستش بتها به عنوان شریک خدا، پرستش بتها به عنوان واسطه های خدا و اعتقاد به جسم و اعضاء داشتن خدا همگی ذیل عنوان معطله قابل طبقه بندی است. برهمایی ها در هند منکر خدا بودند، عده ای به پرستش اجرام آسمانی مشغول بودند و ادیانی مانند زرتشتی، مسیحیت و یهودیت، به دامان دوگانه پرستی، تثلیث و تحریف ها و خرافات افتاده بودند.\r\n\r\nپاسخ تفصیلی:&nbsp;درباره ادیان و مذاهب عرب و غیر عرب در عصر جاهلیّت و قبل از بعثت پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) آن طور که مورّخان و محقّقان نوشته اند نه تنها در دنیا عقاید و ادیان بى شمارى بود و انحرافات فراوان، بلکه در میان عرب نیز عقاید گوناگون بسیارى بود.\r\nابن ابى الحدید مفسّر معروف&nbsp;نهج البلاغهدرباره ادیان عرب جاهلى مى گوید: آنها نخست به دو گروه تقسیم شدند معطِّله و غیر معطِّله. گروهى از معطِّله اصلا اعتقادى به خدا نداشتند و همان گونه که&nbsp;قرآنمى گوید، مى گفتند:&nbsp;&laquo;ما هِىَ اِلاّ حَیاتُنَا الدُّنْیا نَمُوتُ وَ نَحْیى وَ ما یُهْلِکُنا اِلاَّ الدَّهْرُ&raquo;؛ (چیزى جز زندگانى دنیا وجود ندارد، گروهى مى میرند و گروه دیگرى به جاى آنها مى آیند و تنها طبیعت است که ما را مى میراند.&nbsp;(1)\r\nگروه دیگری از آنان&nbsp;خدارا قبول داشتند ولی منکر&nbsp;معادو رستاخیز بودند و می گفتند:&nbsp;&laquo;مَنْ یُحْیِ الْعِظامَ وَ هِیَ رَمیم&raquo;؛ (چه کسی می تواند استخوانهای پوسیده را زنده کند؟)،&nbsp;(2)\r\nگروه سوّمى، خداوند و رستاخیز را قبول داشتند ولى منکر بعثت پیامبران بودند و تنها به سراغ پرستش بتها مى رفتند.\r\nبت پرستان نیز مختلف بودند بعضى بت ها را شریک خداوند مى دانستند و همین واژه (شریک) را بر آنها اطلاق مى کردند و به هنگام&nbsp;حجمى گفتند: &laquo;لَبَّیْکَ اللّهُمَّ لَبَّیْکَ لا شَریکَ لَکَ اِلاّ شَریکاً هُوَ لَکَ&raquo;.\r\nامّا گروه دیگرى بتها را شفیعان درگاه&nbsp;خدامى دانستند و مى گفتند:&nbsp;&laquo;وَما نَعْبُدُهُمْ اِلاّ لِیُقَرِّبُونا اِلَى اللهِ زُلْفى&raquo;؛ (اینها را پرستش نمى کنیم مگر براى این که ما را به پیشگاه&nbsp;خدانزدیک کنند)!&nbsp;(3)\r\nگروه دیگرى قایل به تشبیه و تجسّم بودند و براى&nbsp;خداجسم و اعضاء و صفاتى شبیه انسانها قایل بودند.\r\nبعضى از آنها مانند امیّه بن ابى الصّلت مى گوید: خداوند بر فراز عرش نشسته و پاهاى خود را به سوى کرسى دراز کرده است! (آثار این افکار و رسوبات آن متاسفانه در بعضى از افراد عقب مانده و ناآگاه از&nbsp;اسلامنیز، بعد از&nbsp;اسلاموجود داشت تا آن جا که بعضى بر این باور بودند که خداوند از آسمان نازل مى شود بر مرکبى سوار است و به صورت جوان امردى است، در پاى او کفشهایى از طلا وجود دارد و برگرد صورتش پروانه اى طلایى حرکت مى کند و امثال این خرافات و موهومات).&nbsp;(4)&nbsp;\r\nامّا غیر معطِّله، گروه اندکى بودند که اعتقاد به خداوند داشتند و پارسایى و پرهیزکارى را پیشه خود نموده بودند مانند&nbsp;عبدالمطلبو فرزندش عبدالله و فرزند دیگرش ابوطالب و قُسّ بن ساعده و بعضى دیگر.&nbsp;(5)\r\nبعضى دیگر از شارحان نهج البلاغه، دانشمندان عرب را نیز به گروه هاى زیر تقسیم کرده اند: آنهایى که تنها در علم انساب آگاهى داشتند، گروه دیگرى تعبیر رویا مى کردند و بعضى داراى علم &laquo;انواء&raquo; بودند (نوعى ستاره شناسى آمیخته با خرافات) و گروهى کاهنان بودند که به گمان خود از امور پنهانى و حوادث آینده&nbsp;خبرمى دادند.\r\nدر میان غیر عرب نیز &laquo;برهماییها&raquo; در هند زندگى مى کردند که جز احکام عقلیه چیزى را قایل نبودند و تمام ادیان را انکار مى کردند.\r\nگروهى دیگر ستاره پرستان بودند و خورشیدپرستان و ماه پرستان که اَشکال دیگرى از بت پرستى بود.&nbsp;(6)\r\nعلاوه بر اینها یهود و نصارا و مجوس بودند که هر کدام گرفتار نوعى انحراف شده بودند. مذهب مجوس سر از دوگانه پرستى و خداى خیر و خداى شر درآورده بود. این مذهب ـ که شاید در آغاز از سوى بعضى انبیاى الهى عرضه شده بود ـ چنان با خرافات آمیخته شده بود که به گفته بعضى از محقّقان، آنها معتقد بودند خداى خیر و خداى شر ـ جنگ سختى با هم داشتند تا این که فرشتگان میانجیگرى کردند و اصلاح ذات البین حاصل شد به این شرط که عالم پایین، هفت هزار سال در اختیار خداى شر باشد (و عالم بالا در اختیار خداى خیر).(7)\r\nمسیحیان در چنگال تثلیث (خدایان سه گانه) گرفتار شده بودند و یهود، با تحریفات عجیبى که در تورات واقع شده بود گرفتار خرافات زیادى شد که شرح آن در این مختصر نمى گنجد.\r\nامام(علیه السلام) در عبارتی زیبا در&nbsp;خطبهاول&nbsp;نهج البلاغهدر فرازی که درباره پیامبر اکرم (صلّی&nbsp;اللهعلیه وآله وسلّم) سخن گفته است ، تمام این گروه ها را در سه طایفه جاى داده است: گروه اوّل آنهایى که قایل به تشبیهند و براى&nbsp;خداشریک قایلند مانند مجوس و مسیحیان، یا براى خداوند صفات مخلوقات را قایلند مانند بسیارى از یهود. گروه دوّم کسانى که نام او را بر غیر او مى نهند مانند بسیارى از بت پرستان که نام&nbsp;خدارا بر بتها مى نهادند و آنها را واسطه میان خود و&nbsp;خدامى پنداشتند و گروه سوّم کسانى که به غیر خدا اشاره مى کردند مانند دهریه که طبیعت را خالق هستى مى پنداشتند و یا بت پرستان و ماه پرستان و ستاره پرستان که براى بتها و کواکب آسمان، اصالت قایل بودند یعنى همانها را خداى خود مى دانستند.&nbsp;(8)\r\n\r\n\r\nپی نوشت:\r\n\r\n\r\n\r\n(1). سوره جاثیه، آیه 24.\r\n\r\n(2). سوره یس، آیه 78.\r\n\r\n(3). سوره زمر، آیه 3.\r\n\r\n(4). ابن ابى الحدید، این مطلب را در ج 3، ص 227 نقل مى کند.\r\n\r\n(5). شرح ابن ابى الحدید، ج 1، ص 117 به بعد.\r\n\r\n(6). شرح نهج البلاغه ابن میثم، ج 1، ص 205.\r\n\r\n(7). شرح نهج البلاغه ابن میثم، ج 1، ص 206.\r\n\r\n(8). گردآوری از کتاب پیام امام امیر المومنین علیه السلام&rlm;، آیت الله العظمى ناصر مکارم شیرازى، دار الکتب الاسلامیه&rlm;، تهران&rlm;، 1387 ه. ش&rlm;، ج 1، ص 231.\r\n\r\n\r\nبشارت کتب آسمانى پیشین، دلیلی بر نبوّت پیامبر(ص)\r\n\r\nپرسش :&nbsp;کتب آسمانى پیشین چگونه حقانیّت پیامبر اسلام(صلی&nbsp;اللهعلیه وآله) را تایید می کنند؟\r\n\r\nپاسخ اجمالی:&nbsp;یکى از دلایل صدق گفتار پیامبر اسلام(ص) بشاراتی است که در کتب آسمانى پیشین آمده است. گر چه بسیارى از آنها بعدها حذف یا دگرگون شد؛ ولى این نشانه ها و اشاره ها در آغاز اسلام کاملا در دسترس بوده به طورى که قرآن مجید کراراً بر آنها تکیه کرده و یهود و نصارى را به دقت در آنها دعوت مى کند. حتی آمدن گروهى از یهود به سرزمین مدینه به خاطر بشارت هایى بود که در کتب خود درباره ظهور پیامبر اسلام(ص) خوانده بودند و عشق و آرزوى درک محضر او، آنها را وادار به ترک دیار و جلاى وطن نموده بود.\r\n\r\nپاسخ تفصیلی:&nbsp;یکى از دلایلى که براى صدق گفتار پیامبر اسلام(صلى&nbsp;اللهعلیه وآله) مى توان اقامه کرد بشارات و اشاراتى است که در کتب آسمانى پیشین آمده است گر چه بسیارى از این بشارات در هاله اى از تعصب فرو رفته و در طول تحریفاتى که در کتب آسمانى پیشین انجام یافته، حذف یا دگرگون شده است؛ ولى باز هم نشانه هاى فراوانى در این زمینه در کتب موجود سایر مذاهب که امروز در دست ما است به چشم مى خورد.\r\nقراین نشان مى دهد که این نشانه ها و اشاره ها در آغاز&nbsp;ظهوراسلام بیشتر از امروز در دسترس بوده به طورى که&nbsp;قرآنمجید کراراً بر آنها تکیه کرده و یهود و نصارى را به دقت در آنها دعوت مى کند. بدون شک اگر چنین چیزى وجود نداشت ممکن نبود&nbsp;قرآنبا این صراحت روى نشانه هاى فوق تکیه کند.\r\nاین نکته نیز قابل توجه است که طبق تصریح بسیارى از تواریخ، آمدن گروهى از یهود به سرزمین مدینه به خاطر بشارت هایى بود که در کتب خود درباره&nbsp;ظهورپیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) خوانده بودند و عشق و آرزوى درک محضر او، آنها را وادار به ترک دیار و جلاى وطن نموده و در مدینه سکنى کردند. و گرنه محیط حجاز عموماً و مدینه خصوصاً جاذبه چندانى براى زندگى مادى نداشت که به خاطر تجارت یا زراعت و دامدارى آنجا را وطن خود انتخاب کند.\r\nآنها خود را سزاواتر از دیگران براى پذیرش آیینى که در انتظار او بودند مى دانستند، ولى بعد از&nbsp;ظهوراسلام و به خطر افتادن منافع نامشروع گروهى از آنان، مساله تغییر شکل داد؛ و سرانجام به مقابله با پیامبر اسلام(صلى&nbsp;اللهعلیه وآله) برخاستند، و این معنا جاى تعجب نیست چنانکه نظیر آن را در دوستى بسیارى از دوستان و پیوندهاى مودّت آمیز گروهى از محبّان مشاهده مى کنیم.(1)\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n\r\nپی نوشت:(1). گردآوری از کتاب: پیام قرآن&rlm;، آیت الله العظمى ناصر مکارم شیرازى، دار الکتب الاسلامیه&rlm;، تهران&rlm;، 1386 هـ. ش&rlm; ، ج 8، ص 377.\r\n\r\n\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nبشارت انجیل بر نبوّت پیامبر اسلام (ص)\r\n\r\nپرسش :&nbsp;آیا انجیل بر نبوّت پیامبر اسلام(صلی&nbsp;اللهعلیه وآله) بشارت داده است؟\r\n\r\nپاسخ اجمالی:&nbsp;در کتاب هاى امروز یهود و نصارى نشانه هاى پیامبراسلام(ص) را مى یابیم، ولى به یقین قبل از ظهورش، مسائل بیشترى وجود داشته که بر اثر تعصبات کور یا تضاد با منافع سران آنها حذف شده است. در سه مورد از انجیل یوحنا روى واژه &laquo;فارقلیط&raquo; یا &laquo;فارقلیطا&raquo; تکیه شده که به &laquo;تسلّى دهنده&raquo; ترجمه شده است، اصل این کلمه در یونانى &laquo;پِرِکْلیت&raquo; بوده که معناى آن احمد و پسندیده است. به هر حال در خود انجیل جمله هایى وجود دارد که نشان مى دهد این کلمه، سخن از پیامبرى مى گوید که ظاهر مى شود و آیینش جاویدان است.\r\n\r\nپاسخ تفصیلی:&nbsp;در کتاب هاى موجود یهود و نصارى امروز نشانه هاى این پیامبر بزرگ را مى یابیم، ولى به یقین قبل از ظهورش، مسائل بیشترى وجود داشته که بر اثر ناهماهنگ بودن با تعصبات کور و کر، یا منافع سران آنها در ظلمت کتمان فرو رفته است.\r\nدر زمینه بشارات عهدین کتب متعددى نوشته شده، و یا بخشى از بعضى کتاب ها به آن اختصاص یافته است که پرداختن به همه آنها در شان این مختصر نیست و تنها به چند نمونه بارز بسنده مى کنیم:\r\n1. در سه مورد از انجیل یوحنا روى واژه فارقلیط یا فارقلیطا تکیه شده است که در ترجمه هاى فارسى به تسلّى دهنده ترجمه شده است، از جمله:\r\nدر یک جا مى خوانیم: &laquo;و من از پدر خواهم خواست و او تسلى دهنده دیگر (فار قلیطا) به شما خواهد داد که تا به ابد با شما باشد&raquo;.(1)\r\nدر جاى دیگر آمده است: &laquo;و چون آن تسلى دهنده (فارقلیطا) بیاید که من از جانب پدر به شما خواهم فرستاد، یعنى روح راستى که از طرف پدر مى آید، او درباره من شهادت خواهد داد&raquo;.(2)\r\nدر&nbsp;باببعد نیز آمده است: &laquo;لیکن به شما راست مى گویم که شما را مفید است که من بروم که اگر من نروم، آن تسلى دهنده (فارقلیطا) به نزد شما نخواهد آمد، اما اگر بروم او را به نزد شما خواهم فرستاد&raquo;.(3)\r\nقابل توجه این که فخر رازى در جلد 29&nbsp;تفسیرخود، صفحه 313، از اناجیل موجود در عصر خودش از انجیل یوحنا چنین نقل مى کند که در&nbsp;باب14 مى گوید: &laquo;وَ اَنَا اَطْلُبُ لَکُمْ اِلى اَبى حَتّى یَمْنَحَکُمْ وَ یُوْتِیَکُمُ الْفارْقِلیطَ حَتىّ یَکُونَ مَعَکُمْ اِلَى الاَْبَدِ&raquo; که عیناً همان است که در بالا ذکر کردیم، ولى با تصریح به واژه فارقلیط. همین معنا را از&nbsp;باب15 و 16 با تصریح به واژه فارقلیط، ذکر مى کند.&nbsp;\r\nدر کتاب التحقیق فى کلمات القرآن الکریم آمده که: &laquo;اصل این کلمه (فارقلیط) در یونانى پِرِکْلیت تحریف شده که معناى آن&nbsp;احمدو پسندیده است، سپس به کلمه پَرَکْلیت تحریف شده که معناى آن تسلى دهنده مى باشد.&raquo;(4)\r\nاز اینها گذشته در تعبیرات خود انجیل جمله هایى وجود دارد که نشان مى دهد این کلمه به هر تعبیرى باشد سخن از پیامبرى مى گوید که ظاهر مى شود و آیینش جاویدان است.&nbsp;(5)\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n\r\nپی نوشت:\r\n\r\n\r\n\r\n(1). انجیل یوحنا، باب 14، جمله 16.\r\n\r\n(2). همان، باب 15، جمله 26.\r\n\r\n(3). همان، باب 16، جمله 7.\r\n\r\n(4). التحقیق، جلد 2، صفحه 305 (ماده حمد).\r\n\r\n(5). گردآوری از کتاب: پیام قرآن&rlm;، آیت الله العظمى ناصر مکارم شیرازى، دار الکتب الاسلامیه&rlm;، تهران&rlm;، 1386 هـ. ش&rlm; ، ج 8، ص 386.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nعید مبعث برهمه استادان، کارکنان و دانشجویان مبارک باد.","content_html":"<p>روز <strong>مَبْعَث<\/strong> بر پایهٔ باورهای اسلامی و به استناد تاریخ دین اسلام، روزی است که <a href=\"https:\/\/fa.wikipedia.org\/wiki\/محمد\" style=\"color:rgb(11,0,128);background:none;\" title=\"محمد\" rel=\"nofollow\">محمد<\/a>، پیامبر اسلام، به درجه پیامبری برگزیده شد. مسلمانان معتقدند او در <a href=\"https:\/\/fa.wikipedia.org\/wiki\/غار_حرا\" style=\"color:rgb(11,0,128);background:none;\" title=\"غار حرا\" rel=\"nofollow\">غار حرا<\/a>، توسط <a href=\"https:\/\/fa.wikipedia.org\/wiki\/جبرئیل\" style=\"color:rgb(11,0,128);background:none;\" title=\"جبرئیل\" rel=\"nofollow\">جبرئیل<\/a> و از سوی <a href=\"https:\/\/fa.wikipedia.org\/wiki\/الله\" style=\"color:rgb(11,0,128);background:none;\" title=\"الله\" rel=\"nofollow\">الله<\/a> به پیامبری نایل آمد و مأمور شد که <a class=\"mw-redirect\" href=\"https:\/\/fa.wikipedia.org\/wiki\/چندخداپرستی\" style=\"color:rgb(11,0,128);background:none;\" title=\"چندخداپرستی\" rel=\"nofollow\">چندخداپرستی<\/a> و <a href=\"https:\/\/fa.wikipedia.org\/wiki\/بت پرستی\" style=\"color:rgb(11,0,128);background:none;\" title=\"بت پرستی\" rel=\"nofollow\">بت پرستی<\/a> را از زمین بردارد و خداپرستی را رواج دهد و پیام <a href=\"https:\/\/fa.wikipedia.org\/wiki\/وحی\" style=\"color:rgb(11,0,128);background:none;\" title=\"وحی\" rel=\"nofollow\">وحی<\/a> را به مردم برساند. محمد در این زمان چهل سال داشت و در مکه زندگی می کرد.<\/p>\n\n<h2>باور شیعیان<\/h2>\n\n<div class=\"thumb tleft\" style=\"float:left;clear:left;margin:.5em 1.4em 1.3em 0px;width:auto;background-color:rgb(255,255,255);color:rgb(34,34,34);font-family:Tahoma;\">\n<div class=\"thumbinner\" style=\"border:1px solid rgb(200,204,209);padding:3px;background-color:rgb(248,249,250);font-size:13.16px;text-align:center;width:202px;\"><a class=\"image\" href=\"https:\/\/commons.wikimedia.org\/wiki\/File:Entrance_of_Hira_cave.jpg?uselang=fa\" style=\"color:rgb(11,0,128);background:none;\" rel=\"nofollow\"><img alt=\"\" class=\"thumbimage\" src=\"https:\/\/upload.wikimedia.org\/wikipedia\/commons\/thumb\/1\/15\/Entrance_of_Hira_cave.jpg\/200px-Entrance_of_Hira_cave.jpg\" style=\"background-color:rgb(255,255,255);border:1px solid rgb(200,204,209);height:150px;vertical-align:middle;width:200px;\" \/><\/a>\n\n<div class=\"thumbcaption\" style=\"border:0px;line-height:1.4em;padding:3px;font-size:12.3704px;text-align:right;\">\n<div class=\"magnify\" style=\"float:left;margin-right:3px;margin-left:0px;\"> <\/div>\nغار حرا در مکه کشور عربستان<\/div>\n<\/div>\n<\/div>\n\n<p>بر اساس باور شیعیان، محمد ابن عبدالله در روز <a href=\"https:\/\/fa.wikipedia.org\/wiki\/۲۷_رجب\" style=\"color:rgb(11,0,128);background:none;\" title=\"۲۷ رجب\" rel=\"nofollow\">۲۷ رجب<\/a> سال <a class=\"new\" href=\"https:\/\/fa.wikipedia.org\/w\/index.php?title=۴۰_عام الفیل&amp;action=edit&amp;redlink=1\" style=\"color:rgb(165,88,88);background:none;\" title=\"۴۰ عام الفیل (صفحه وجود ندارد)\" rel=\"nofollow\">۴۰<\/a> <a class=\"mw-redirect\" href=\"https:\/\/fa.wikipedia.org\/wiki\/عام_الفیل\" style=\"color:rgb(11,0,128);background:none;\" title=\"عام الفیل\" rel=\"nofollow\">عام الفیل<\/a>، (سال ۱۳ پیش از هجرت) مبعوث شد. شیعیان این روز را جشن می گیرند و در روایات اسلامی اعمال مستحبی برای روز مبعث پیش بینی شده است. دعا، نماز و غسل مستحب از اعمال این روز است. البته در پاره ای از روایات شیعه نیز بعثت محمد در ماه رمضان ذکر شده مانند روایت <a href=\"https:\/\/fa.wikipedia.org\/wiki\/عیون_اخبار_الرضا\" style=\"color:rgb(11,0,128);background:none;\" title=\"عیون اخبار الرضا\" rel=\"nofollow\">عیون الاخبار شیخ صدوق<\/a> که متن آن اینگونه است که: وقتی شخصی به  نام فضل از امام رضا می پرسد که چرا روزه فقط در ماه مبارک رمضان فرض شد و در سایر ماه ها فرض نشد؟ در پاسخ او گفت: «لان شهر رمضان هو الشهر الذی انزل الله تعالی فیه القرآن...» تا آنجا که گفت: «... و فیه نبی محمد صلی الله علیه و آله » یعنی بدان جهت که ماه رمضان همان ماهی است که خدا قرآن را در آن نازل فرمود و همان ماهی است که محمد در آن به نبوت برانگیخته شد که چون مخالف با روایات دیگر شیعه در اینباره بوده است؛ <a class=\"mw-redirect\" href=\"https:\/\/fa.wikipedia.org\/wiki\/محمد_تقی_مجلسی\" style=\"color:rgb(11,0,128);background:none;\" title=\"محمد تقی مجلسی\" rel=\"nofollow\">محمد تقی مجلسی<\/a> احتمال تقیه در آن داده، و یا فرموده که باید حمل بر برخی معانی دیگری جز معنای بعثت اصطلاحی شود، زیرا تاریخ بیست و هفتم ماه رجب به نظر او نزد علمای امامیه مورد اتفاق و <a href=\"https:\/\/fa.wikipedia.org\/wiki\/اجماع\" style=\"color:rgb(11,0,128);background:none;\" title=\"اجماع\" rel=\"nofollow\">اجماع<\/a> بوده و گفته است: «... و علیه اتفاق الامامیة ».<\/p>\n\n<h2>باور اهل سنت<\/h2>\n\n<p>در نزد اهل سنت تاریخ دقیق بعثت پیامبر اسلام مشخص نیست؛ ولی بعضی معتقدند که این واقعه در شب ۲۱ ماه رمضان بوده است. به دلیل نامعلوم بودن تاریخ، مبعث نزد اهل سنت جشن گرفته نمی شود.<\/p>\n\n<h1>بشارت حضرت عیسی(ص) به بعثت پیامبر اسلام(ص)<\/h1>\n\n<p><span style=\"color:#800000;font-size:16pt;\">پرسش : <\/span>آیا حضرت عیسی(علیه السلام) بعثت پیامبر<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=392835\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;color:rgb(21,121,143);text-align:right;line-height:2;font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> اسلام<\/a>(صل<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=391454\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;color:rgb(21,121,143);text-align:right;line-height:2;font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> الله<\/a>علیه واله وسلم) را بشارت داده اند؟<\/p>\n\n<p><span style=\"color:#800000;font-size:16pt;\">پاسخ اجمالی: <\/span>خداوند در آیه 6 سوره صفّ می فرماید: حضرت مسیح(ع) به آمدن رسول اکرم(ص) بشارت داده است و این بشارتها به قدری مفصل بیان شده که خداوند درباره آن در آیات متعددی مثل آیه 146 سوره بقره می فرماید: «اهل کتاب پیامبر موعود را همچون فرزندان خود مى شناسند ولى جمعى از آنان، حق را در حالى که از آن آگاهند کتمان مى کنند».<\/p>\n\n<p><span style=\"color:#800000;font-size:16pt;\">پاسخ تفصیلی: <\/span>در<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=392850\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;text-align:right;line-height:2;color:rgb(22,125,169);font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> قرآن<\/a>مجید حدّاقل در دو مورد به این مساله اشاره شده است:<br \/>\n1ـ در مورد بشارت حضرت مسیح(علیه السلام) نسبت به<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=392925\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;text-align:right;line-height:2;color:rgb(22,125,169);font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> ظهور<\/a>پیامبر اسلام(صلى<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=391454\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;text-align:right;line-height:2;color:rgb(22,125,169);font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> الله<\/a>علیه وآله)، چنان که در<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=392907\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;text-align:right;line-height:2;color:rgb(22,125,169);font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> آیه<\/a>6<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=391698\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;text-align:right;line-height:2;color:rgb(22,125,169);font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> سوره<\/a>صفّ مى خوانیم: <span style=\"color:rgb(30,144,255);font-size:16pt;\">«وَ اِذْ قَالَ عیسَى ابْنُ مَرْیَمَ یَا بَنِى اِسْرَائِیلَ اِنِّى رَسُولُ اللهِ اِلَیْکُمْ مُّصَدِّقاً لِّمَا بَیْنَ یَدَىَّ مِنَ التَّورَاهِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُول یَاْتى مِنْ بَعْدِى اسْمُهُ اَحْمَدُ فَلَمَّا جَائَهُمْ بِالْبَیِّنَاتِ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُّبینٌ»<\/span>؛ (و به یاد آورید هنگامى را که عیسى بن مریم گفت:\" اى بنى اسرائیل! من فرستاده<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=392829\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;text-align:right;line-height:2;color:rgb(22,125,169);font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> خدا<\/a>به سوى شما هستم در حالى که تصدیق کننده توراتى مى باشم که قبل از من فرستاده شده، و بشارت دهنده به پیامبرى که بعد از من مى آید و نام او احمد است.\" هنگامى که او (احمد) با معجزات و دلایل روشن به سراغ آنان آمد، گفتند: این سحرى آشکار است)!<br \/>\n2- در آیات متعددى از<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=392850\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;text-align:right;line-height:2;color:rgb(22,125,169);font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> قرآن<\/a>مجید، سخن از بشارت تورات ( یا تورات و انجیل) نسبت به ظهور پیامبر اسلام(صلى<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=391454\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;text-align:right;line-height:2;color:rgb(22,125,169);font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> الله<\/a>علیه وآله) به میان آمده، و نشان مى دهد که به قدرى اوصاف و نشانه هاى پیامبر اسلام(صلى<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=391454\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;text-align:right;line-height:2;color:rgb(22,125,169);font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> الله<\/a>علیه وآله) در کتب آنها آشکارا بیان شده بود که آن حضرت را با این نشانه ها همانند فرزندان خود مى شناختند.<br \/>\nحتّى در تواریخ معروف آمده است که مهاجرت یهود از مناطق شامات و فلسطین به مدینه و استقرار در آن جا، به خاطر بشاراتى بود که درباره<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=392925\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;text-align:right;line-height:2;color:rgb(22,125,169);font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> ظهور<\/a>این پیامبر در کتب خود دیده بودند ـ این موضوع مشروحاً در<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=392867\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;text-align:right;line-height:2;color:rgb(22,125,169);font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> تفسیر<\/a>نمونه، ذیل<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=392907\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;text-align:right;line-height:2;color:rgb(22,125,169);font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> آیه<\/a>89<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=391698\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;text-align:right;line-height:2;color:rgb(22,125,169);font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> سوره<\/a>بقره آمده است ـ <a class=\"lnkPavaraghi\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?typeinfo=42&amp;lid=0&amp;mid=322824&amp;cid=27350#11413464_2\" style=\"margin:0px;padding:0px;list-style-type:none;color:rgb(0,0,0);text-align:right;font-size:16pt;line-height:2;\" rel=\"nofollow\">(1)<\/a>هر چند که گروه کثیری از آنان که قبلا از مبلغان پیامبر اسلام(صلى<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=391454\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;text-align:right;line-height:2;color:rgb(22,125,169);font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> الله<\/a>علیه وآله) بودند بعد از ظهورش به خاطر این که منافع شخصى خود را در خطر مى دیدند از<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=392936\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;text-align:right;line-height:2;color:rgb(22,125,169);font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> ایمان<\/a> آوردن به او سرباز زدند و در آیات<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=392850\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;text-align:right;line-height:2;color:rgb(22,125,169);font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> قرآن<\/a>مورد ملامت قرار گرفته اند.<br \/>\nاز آیاتى که اشاره به این موضوع مى کند<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=392907\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;text-align:right;line-height:2;color:rgb(22,125,169);font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> آیه<\/a>146<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=391698\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;text-align:right;line-height:2;color:rgb(22,125,169);font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> سوره<\/a>بقره است، مى فرماید: <span style=\"color:rgb(30,144,255);font-size:16pt;\">«اَلَّذِینَ اَتَیْنَاهُمُ الْکِتَابَ یَعْرِفُونَهُ کَمَا یَعْرِفُونَ اَبْنَائَهُمْ وَ اِنَّ فَریِقاً مِّنْهُمْ لَیَکْتُمُونَ الْحَقَّ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ»<\/span>؛ (کسانى که کتاب آسمانى به آنان داده ایم، او (پیامبر) را همچون فرزندان خود مى شناسند; ولى جمعى از آنان،حق را در حالى که از آن آگاهند کتمان مى کنند).<br \/>\nهمین معنا در<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=392907\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;text-align:right;line-height:2;color:rgb(22,125,169);font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> آیه<\/a>20<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=391698\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;text-align:right;line-height:2;color:rgb(22,125,169);font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> سوره<\/a>انعام نیز آمده است آن جا که مى فرماید: <span style=\"color:rgb(30,144,255);font-size:16pt;\">َ«الَّذِینَ آتَیْنَاهُمُ الْکِتَابَ یَعْرِفُونَهُ کَمَا یَعْرِفُونَ اَبْنَائَهُمْ»<\/span>؛ (کسانى که کتاب آسمانى به ایشان داده ایم، بخوبى او (پیامبر) را مى شناسند، همان گونه که فرزندان خود را مى شناسند)! همچنین<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=392907\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;text-align:right;line-height:2;color:rgb(22,125,169);font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> آیه<\/a>89<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=391698\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;text-align:right;line-height:2;color:rgb(22,125,169);font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> سوره<\/a>بقره که در بالا به آن اشاره شد نیز این معنا آمده است.<br \/>\nهمین معنا با صراحت بیشترى در<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=392907\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;text-align:right;line-height:2;color:rgb(22,125,169);font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> آیه<\/a>157 سوره<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=392941\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;text-align:right;line-height:2;color:rgb(22,125,169);font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> اعراف<\/a>آمده است که مى فرماید: <span style=\"color:rgb(30,144,255);font-size:16pt;\">«الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِىَّ الاُْمِّىَّ الَّذِی یَجِدُونَهُ مَکْتُوباً عِنْدَهُمْ فِی التَّوْرَاهِ وَالاِْنجِیلِ»<\/span>؛ (همان کسانى که از فرستاده (خدا)،پیامبرِ \"اُمّى\" (و درس نخوانده) پیروى مى کنند; پیامبرى که صفاتش را، در تورات و انجیلى که به صورت مکتوب نزدشان است، مى یابند...).<br \/>\nهمچنین در<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=392867\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;text-align:right;line-height:2;color:rgb(22,125,169);font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> تفسیر<\/a>آیاتى که مى گوید:<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=392850\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;text-align:right;line-height:2;color:rgb(22,125,169);font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> قرآن<\/a>تصدیق کننده کتاب هاى پیشین است نیز یکى از احتمالات، این گفته شده که: منظور از تصدیق کردن کتب پیشین هماهنگى<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=392850\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;text-align:right;line-height:2;color:rgb(22,125,169);font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> قرآن<\/a>و صفات پیامبر با نشانه هایى است که در کتب انبیاى پیشین آمده است.<\/p>\n\n<h1>ادیان و عقائد در جامعه قبل از بعثت<\/h1>\n\n<p><span style=\"color:#800000;font-size:16pt;\">پرسش : <\/span>چه ادیان و عقایدی در<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=392952\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;color:rgb(21,121,143);text-align:right;line-height:2;font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> جامعه<\/a>قبل از بعثت وجود داشت؟<\/p>\n\n<p><span style=\"color:#800000;font-size:16pt;\">پاسخ اجمالی: <\/span>یکتاپرستان شبه جزیره عربستان به نام غیرمعطله شناخته می شدند. در مقابل، معطله غیریکتاپرستانی بودند که خود عقاید مختلفی داشتند. انکار اصل وجود خدا و معاد و بعثت انبیاء، پرستش بتها به عنوان شریک خدا، پرستش بتها به عنوان واسطه های خدا و اعتقاد به جسم و اعضاء داشتن خدا همگی ذیل عنوان معطله قابل طبقه بندی است. برهمایی ها در هند منکر خدا بودند، عده ای به پرستش اجرام آسمانی مشغول بودند و ادیانی مانند زرتشتی، مسیحیت و یهودیت، به دامان دوگانه پرستی، تثلیث و تحریف ها و خرافات افتاده بودند.<\/p>\n\n<p><span style=\"color:#800000;font-size:16pt;\">پاسخ تفصیلی: <\/span>درباره ادیان و مذاهب عرب و غیر عرب در عصر جاهلیّت و قبل از بعثت پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) آن طور که مورّخان و محقّقان نوشته اند نه تنها در دنیا عقاید و ادیان بى شمارى بود و انحرافات فراوان، بلکه در میان عرب نیز عقاید گوناگون بسیارى بود.<br \/>\nابن ابى الحدید مفسّر معروف<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=392130\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;text-align:right;line-height:2;color:rgb(22,125,169);font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> نهج البلاغه<\/a>درباره ادیان عرب جاهلى مى گوید: آنها نخست به دو گروه تقسیم شدند معطِّله و غیر معطِّله. گروهى از معطِّله اصلا اعتقادى به خدا نداشتند و همان گونه که<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=392850\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;text-align:right;line-height:2;color:rgb(22,125,169);font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> قرآن<\/a>مى گوید، مى گفتند: <span style=\"color:rgb(0,102,204);font-size:16pt;\">«ما هِىَ اِلاّ حَیاتُنَا الدُّنْیا نَمُوتُ وَ نَحْیى وَ ما یُهْلِکُنا اِلاَّ الدَّهْرُ»<\/span>؛ (چیزى جز زندگانى دنیا وجود ندارد، گروهى مى میرند و گروه دیگرى به جاى آنها مى آیند و تنها طبیعت است که ما را مى میراند. <a class=\"lnkPavaraghi\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?typeinfo=42&amp;lid=0&amp;mid=320936&amp;cid=27637#1338281_2\" style=\"margin:0px;padding:0px;list-style-type:none;color:rgb(0,0,0);text-align:right;font-size:16pt;line-height:2;\" rel=\"nofollow\">(1)<\/a><br \/>\nگروه دیگری از آنان<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=392829\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;text-align:right;line-height:2;color:rgb(22,125,169);font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> خدا<\/a>را قبول داشتند ولی منکر<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=392961\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;text-align:right;line-height:2;color:rgb(22,125,169);font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> معاد<\/a>و رستاخیز بودند و می گفتند: <span style=\"color:rgb(30,144,255);font-size:16pt;\">«مَنْ یُحْیِ الْعِظامَ وَ هِیَ رَمیم»<\/span>؛ (چه کسی می تواند استخوانهای پوسیده را زنده کند؟)، <a class=\"lnkPavaraghi\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?typeinfo=42&amp;lid=0&amp;mid=320936&amp;cid=27637#13328102_2\" style=\"margin:0px;padding:0px;list-style-type:none;color:rgb(0,0,0);text-align:right;font-size:16pt;line-height:2;\" rel=\"nofollow\">(2)<\/a><br \/>\nگروه سوّمى، خداوند و رستاخیز را قبول داشتند ولى منکر بعثت پیامبران بودند و تنها به سراغ پرستش بتها مى رفتند.<br \/>\nبت پرستان نیز مختلف بودند بعضى بت ها را شریک خداوند مى دانستند و همین واژه (شریک) را بر آنها اطلاق مى کردند و به هنگام<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=391853\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;text-align:right;line-height:2;color:rgb(22,125,169);font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> حج<\/a>مى گفتند: «لَبَّیْکَ اللّهُمَّ لَبَّیْکَ لا شَریکَ لَکَ اِلاّ شَریکاً هُوَ لَکَ».<br \/>\nامّا گروه دیگرى بتها را شفیعان درگاه<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=392829\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;text-align:right;line-height:2;color:rgb(22,125,169);font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> خدا<\/a>مى دانستند و مى گفتند: <span style=\"color:rgb(30,144,255);font-size:16pt;\">«وَما نَعْبُدُهُمْ اِلاّ لِیُقَرِّبُونا اِلَى اللهِ زُلْفى»<\/span>؛ (اینها را پرستش نمى کنیم مگر براى این که ما را به پیشگاه<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=392829\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;text-align:right;line-height:2;color:rgb(22,125,169);font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> خدا<\/a>نزدیک کنند)!<a class=\"lnkPavaraghi\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?typeinfo=42&amp;lid=0&amp;mid=320936&amp;cid=27637#13348577_2\" style=\"margin:0px;padding:0px;list-style-type:none;color:rgb(0,0,0);text-align:right;font-size:16pt;line-height:2;\" rel=\"nofollow\"> (3)<\/a><br \/>\nگروه دیگرى قایل به تشبیه و تجسّم بودند و براى<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=392829\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;text-align:right;line-height:2;color:rgb(22,125,169);font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> خدا<\/a>جسم و اعضاء و صفاتى شبیه انسانها قایل بودند.<br \/>\nبعضى از آنها مانند امیّه بن ابى الصّلت مى گوید: خداوند بر فراز عرش نشسته و پاهاى خود را به سوى کرسى دراز کرده است! (آثار این افکار و رسوبات آن متاسفانه در بعضى از افراد عقب مانده و ناآگاه از<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=392835\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;text-align:right;line-height:2;color:rgb(22,125,169);font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> اسلام<\/a>نیز، بعد از<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=392835\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;text-align:right;line-height:2;color:rgb(22,125,169);font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> اسلام<\/a>وجود داشت تا آن جا که بعضى بر این باور بودند که خداوند از آسمان نازل مى شود بر مرکبى سوار است و به صورت جوان امردى است، در پاى او کفشهایى از طلا وجود دارد و برگرد صورتش پروانه اى طلایى حرکت مى کند و امثال این خرافات و موهومات).<a class=\"lnkPavaraghi\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?typeinfo=42&amp;lid=0&amp;mid=320936&amp;cid=27637#132146355_2\" style=\"margin:0px;padding:0px;list-style-type:none;color:rgb(0,0,0);text-align:right;font-size:16pt;line-height:2;\" rel=\"nofollow\"> (4) <\/a><br \/>\nامّا غیر معطِّله، گروه اندکى بودند که اعتقاد به خداوند داشتند و پارسایى و پرهیزکارى را پیشه خود نموده بودند مانند<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=391568\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;text-align:right;line-height:2;color:rgb(22,125,169);font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> عبدالمطلب<\/a>و فرزندش عبدالله و فرزند دیگرش ابوطالب و قُسّ بن ساعده و بعضى دیگر. <a class=\"lnkPavaraghi\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?typeinfo=42&amp;lid=0&amp;mid=320936&amp;cid=27637#13241666_2\" style=\"margin:0px;padding:0px;list-style-type:none;color:rgb(0,0,0);text-align:right;font-size:16pt;line-height:2;\" rel=\"nofollow\">(5)<\/a><br \/>\nبعضى دیگر از شارحان نهج البلاغه، دانشمندان عرب را نیز به گروه هاى زیر تقسیم کرده اند: آنهایى که تنها در علم انساب آگاهى داشتند، گروه دیگرى تعبیر رویا مى کردند و بعضى داراى علم «انواء» بودند (نوعى ستاره شناسى آمیخته با خرافات) و گروهى کاهنان بودند که به گمان خود از امور پنهانى و حوادث آینده<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=391151\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;text-align:right;line-height:2;color:rgb(22,125,169);font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> خبر<\/a>مى دادند.<br \/>\nدر میان غیر عرب نیز «برهماییها» در هند زندگى مى کردند که جز احکام عقلیه چیزى را قایل نبودند و تمام ادیان را انکار مى کردند.<br \/>\nگروهى دیگر ستاره پرستان بودند و خورشیدپرستان و ماه پرستان که اَشکال دیگرى از بت پرستى بود. <a class=\"lnkPavaraghi\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?typeinfo=42&amp;lid=0&amp;mid=320936&amp;cid=27637#132442836_2\" style=\"margin:0px;padding:0px;list-style-type:none;color:rgb(0,0,0);text-align:right;font-size:16pt;line-height:2;\" rel=\"nofollow\">(6)<\/a><br \/>\nعلاوه بر اینها یهود و نصارا و مجوس بودند که هر کدام گرفتار نوعى انحراف شده بودند. مذهب مجوس سر از دوگانه پرستى و خداى خیر و خداى شر درآورده بود. این مذهب ـ که شاید در آغاز از سوى بعضى انبیاى الهى عرضه شده بود ـ چنان با خرافات آمیخته شده بود که به گفته بعضى از محقّقان، آنها معتقد بودند خداى خیر و خداى شر ـ جنگ سختى با هم داشتند تا این که فرشتگان میانجیگرى کردند و اصلاح ذات البین حاصل شد به این شرط که عالم پایین، هفت هزار سال در اختیار خداى شر باشد (و عالم بالا در اختیار خداى خیر).<a class=\"lnkPavaraghi\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?typeinfo=42&amp;lid=0&amp;mid=320936&amp;cid=27637#13250958_2\" style=\"margin:0px;padding:0px;list-style-type:none;color:rgb(0,0,0);text-align:right;font-size:16pt;line-height:2;\" rel=\"nofollow\">(7)<\/a><br \/>\nمسیحیان در چنگال تثلیث (خدایان سه گانه) گرفتار شده بودند و یهود، با تحریفات عجیبى که در تورات واقع شده بود گرفتار خرافات زیادى شد که شرح آن در این مختصر نمى گنجد.<br \/>\nامام(علیه السلام) در عبارتی زیبا در<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=393061\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;text-align:right;line-height:2;color:rgb(22,125,169);font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> خطبه<\/a>اول<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=392130\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;text-align:right;line-height:2;color:rgb(22,125,169);font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> نهج البلاغه<\/a>در فرازی که درباره پیامبر اکرم (صلّی<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=391454\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;text-align:right;line-height:2;color:rgb(22,125,169);font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> الله<\/a>علیه وآله وسلّم) سخن گفته است ، تمام این گروه ها را در سه طایفه جاى داده است: گروه اوّل آنهایى که قایل به تشبیهند و براى<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=392829\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;text-align:right;line-height:2;color:rgb(22,125,169);font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> خدا<\/a>شریک قایلند مانند مجوس و مسیحیان، یا براى خداوند صفات مخلوقات را قایلند مانند بسیارى از یهود. گروه دوّم کسانى که نام او را بر غیر او مى نهند مانند بسیارى از بت پرستان که نام<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=392829\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;text-align:right;line-height:2;color:rgb(22,125,169);font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> خدا<\/a>را بر بتها مى نهادند و آنها را واسطه میان خود و<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=392829\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;text-align:right;line-height:2;color:rgb(22,125,169);font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> خدا<\/a>مى پنداشتند و گروه سوّم کسانى که به غیر خدا اشاره مى کردند مانند دهریه که طبیعت را خالق هستى مى پنداشتند و یا بت پرستان و ماه پرستان و ستاره پرستان که براى بتها و کواکب آسمان، اصالت قایل بودند یعنى همانها را خداى خود مى دانستند. <a class=\"lnkPavaraghi\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?typeinfo=42&amp;lid=0&amp;mid=320936&amp;cid=27637#132528689_2\" style=\"margin:0px;padding:0px;list-style-type:none;color:rgb(0,0,0);text-align:right;font-size:16pt;line-height:2;\" rel=\"nofollow\">(8)<\/a><\/p>\n\n<pre>\n<span style=\"color:#800000;font-size:16pt;\">پی نوشت<\/span>:\n\n<\/pre>\n\n<div class=\"D_Pavaraghi\" style=\"margin:0px;padding:0px;list-style-type:none;font-size:16pt;line-height:2;\"><a class=\"lnkPavaraghi\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?typeinfo=42&amp;lid=0&amp;mid=320936&amp;cid=27637#1338281\" style=\"margin:0px;padding:0px;list-style-type:none;color:rgb(0,0,0);font-size:16pt;line-height:2;\" rel=\"nofollow\">(1). سوره جاثیه، آیه 24.<\/a><\/div>\n\n<div class=\"D_Pavaraghi\" style=\"margin:0px;padding:0px;list-style-type:none;font-size:16pt;line-height:2;\"><a class=\"lnkPavaraghi\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?typeinfo=42&amp;lid=0&amp;mid=320936&amp;cid=27637#13328102\" style=\"margin:0px;padding:0px;list-style-type:none;color:rgb(0,0,0);font-size:16pt;line-height:2;\" rel=\"nofollow\">(2). سوره یس، آیه 78.<\/a><\/div>\n\n<div class=\"D_Pavaraghi\" style=\"margin:0px;padding:0px;list-style-type:none;font-size:16pt;line-height:2;\"><a class=\"lnkPavaraghi\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?typeinfo=42&amp;lid=0&amp;mid=320936&amp;cid=27637#13348577\" style=\"margin:0px;padding:0px;list-style-type:none;color:rgb(0,0,0);font-size:16pt;line-height:2;\" rel=\"nofollow\">(3). سوره زمر، آیه 3.<\/a><\/div>\n\n<div class=\"D_Pavaraghi\" style=\"margin:0px;padding:0px;list-style-type:none;font-size:16pt;line-height:2;\"><a class=\"lnkPavaraghi\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?typeinfo=42&amp;lid=0&amp;mid=320936&amp;cid=27637#132146355\" style=\"margin:0px;padding:0px;list-style-type:none;color:rgb(0,0,0);font-size:16pt;line-height:2;\" rel=\"nofollow\">(4). ابن ابى الحدید، این مطلب را در ج 3، ص 227 نقل مى کند.<\/a><\/div>\n\n<p><a class=\"lnkPavaraghi\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?typeinfo=42&amp;lid=0&amp;mid=320936&amp;cid=27637#13241666\" style=\"margin:0px;padding:0px;list-style-type:none;color:rgb(0,0,0);font-size:16pt;line-height:2;\" rel=\"nofollow\">(5). شرح ابن ابى الحدید، ج 1، ص 117 به بعد.<\/a><\/p>\n\n<div class=\"D_Pavaraghi\" style=\"margin:0px;padding:0px;list-style-type:none;font-size:16pt;line-height:2;\"><a class=\"lnkPavaraghi\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?typeinfo=42&amp;lid=0&amp;mid=320936&amp;cid=27637#132442836\" style=\"margin:0px;padding:0px;list-style-type:none;color:rgb(0,0,0);font-size:16pt;line-height:2;\" rel=\"nofollow\">(6). شرح نهج البلاغه ابن میثم، ج 1، ص 205.<\/a><\/div>\n\n<div class=\"D_Pavaraghi\" style=\"margin:0px;padding:0px;list-style-type:none;font-size:16pt;line-height:2;\"><a class=\"lnkPavaraghi\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?typeinfo=42&amp;lid=0&amp;mid=320936&amp;cid=27637#13250958\" style=\"margin:0px;padding:0px;list-style-type:none;color:rgb(0,0,0);font-size:16pt;line-height:2;\" rel=\"nofollow\">(7). شرح نهج البلاغه ابن میثم، ج 1، ص 206.<\/a><\/div>\n\n<div class=\"D_Pavaraghi\" style=\"margin:0px;padding:0px;list-style-type:none;font-size:16pt;line-height:2;\"><a class=\"lnkPavaraghi\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?typeinfo=42&amp;lid=0&amp;mid=320936&amp;cid=27637#132528689\" style=\"margin:0px;padding:0px;list-style-type:none;color:rgb(0,0,0);font-size:16pt;line-height:2;\" rel=\"nofollow\">(8). گردآوری از کتاب پیام امام امیر المومنین علیه السلام‏، آیت الله العظمى ناصر مکارم شیرازى، دار الکتب الاسلامیه‏، تهران‏، 1387 ه. ش‏، ج 1، ص 231.<\/a><\/div>\n\n<div class=\"D_Pavaraghi\" style=\"margin:0px;padding:0px;list-style-type:none;font-size:16pt;line-height:2;\">\n<h1>بشارت کتب آسمانى پیشین، دلیلی بر نبوّت پیامبر(ص)<\/h1>\n\n<p><span style=\"color:#800000;font-size:16pt;\">پرسش : <\/span>کتب آسمانى پیشین چگونه حقانیّت پیامبر اسلام(صلی<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=391454\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;color:rgb(21,121,143);text-align:right;line-height:2;font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> الله<\/a>علیه وآله) را تایید می کنند؟<\/p>\n\n<p><span style=\"color:#800000;font-size:16pt;\">پاسخ اجمالی: <\/span>یکى از دلایل صدق گفتار پیامبر اسلام(ص) بشاراتی است که در کتب آسمانى پیشین آمده است. گر چه بسیارى از آنها بعدها حذف یا دگرگون شد؛ ولى این نشانه ها و اشاره ها در آغاز اسلام کاملا در دسترس بوده به طورى که قرآن مجید کراراً بر آنها تکیه کرده و یهود و نصارى را به دقت در آنها دعوت مى کند. حتی آمدن گروهى از یهود به سرزمین مدینه به خاطر بشارت هایى بود که در کتب خود درباره ظهور پیامبر اسلام(ص) خوانده بودند و عشق و آرزوى درک محضر او، آنها را وادار به ترک دیار و جلاى وطن نموده بود.<\/p>\n\n<p><span style=\"color:#800000;font-size:16pt;\">پاسخ تفصیلی: <\/span>یکى از دلایلى که براى صدق گفتار پیامبر اسلام(صلى<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=391454\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;text-align:right;line-height:2;color:rgb(22,125,169);font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> الله<\/a>علیه وآله) مى توان اقامه کرد بشارات و اشاراتى است که در کتب آسمانى پیشین آمده است گر چه بسیارى از این بشارات در هاله اى از تعصب فرو رفته و در طول تحریفاتى که در کتب آسمانى پیشین انجام یافته، حذف یا دگرگون شده است؛ ولى باز هم نشانه هاى فراوانى در این زمینه در کتب موجود سایر مذاهب که امروز در دست ما است به چشم مى خورد.<br \/>\nقراین نشان مى دهد که این نشانه ها و اشاره ها در آغاز<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=392925\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;text-align:right;line-height:2;color:rgb(22,125,169);font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> ظهور<\/a>اسلام بیشتر از امروز در دسترس بوده به طورى که<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=392850\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;text-align:right;line-height:2;color:rgb(22,125,169);font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> قرآن<\/a>مجید کراراً بر آنها تکیه کرده و یهود و نصارى را به دقت در آنها دعوت مى کند. بدون شک اگر چنین چیزى وجود نداشت ممکن نبود<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=392850\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;text-align:right;line-height:2;color:rgb(22,125,169);font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> قرآن<\/a>با این صراحت روى نشانه هاى فوق تکیه کند.<br \/>\nاین نکته نیز قابل توجه است که طبق تصریح بسیارى از تواریخ، آمدن گروهى از یهود به سرزمین مدینه به خاطر بشارت هایى بود که در کتب خود درباره<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=392925\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;text-align:right;line-height:2;color:rgb(22,125,169);font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> ظهور<\/a>پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) خوانده بودند و عشق و آرزوى درک محضر او، آنها را وادار به ترک دیار و جلاى وطن نموده و در مدینه سکنى کردند. و گرنه محیط حجاز عموماً و مدینه خصوصاً جاذبه چندانى براى زندگى مادى نداشت که به خاطر تجارت یا زراعت و دامدارى آنجا را وطن خود انتخاب کند.<br \/>\nآنها خود را سزاواتر از دیگران براى پذیرش آیینى که در انتظار او بودند مى دانستند، ولى بعد از<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=392925\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;text-align:right;line-height:2;color:rgb(22,125,169);font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> ظهور<\/a>اسلام و به خطر افتادن منافع نامشروع گروهى از آنان، مساله تغییر شکل داد؛ و سرانجام به مقابله با پیامبر اسلام(صلى<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=391454\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;text-align:right;line-height:2;color:rgb(22,125,169);font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> الله<\/a>علیه وآله) برخاستند، و این معنا جاى تعجب نیست چنانکه نظیر آن را در دوستى بسیارى از دوستان و پیوندهاى مودّت آمیز گروهى از محبّان مشاهده مى کنیم.<a class=\"lnkPavaraghi\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?typeinfo=42&amp;lid=0&amp;mid=321129&amp;cid=27941#9170946_2\" style=\"margin:0px;padding:0px;list-style-type:none;color:rgb(0,0,0);text-align:right;font-size:16pt;line-height:2;\" rel=\"nofollow\">(1)<\/a><\/p>\n\n<p style=\"text-align:right;\"> <\/p>\n\n<pre>\n<span style=\"color:#800000;font-size:16pt;\">پی نوشت<\/span>:<a class=\"lnkPavaraghi\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?typeinfo=42&amp;lid=0&amp;mid=321129&amp;cid=27941#9170946\" style=\"font-size:16pt;margin:0px;padding:0px;list-style-type:none;color:rgb(0,0,0);line-height:2;\" rel=\"nofollow\">(1). گردآوری از کتاب: پیام قرآن‏، آیت الله العظمى ناصر مکارم شیرازى، دار الکتب الاسلامیه‏، تهران‏، 1386 هـ. ش‏ ، ج 8، ص 377.<\/a>\n<\/pre>\n<\/div>\n\n<p> <\/p>\n\n<h1>بشارت انجیل بر نبوّت پیامبر اسلام (ص)<\/h1>\n\n<p><span style=\"color:#800000;font-size:16pt;\">پرسش : <\/span>آیا انجیل بر نبوّت پیامبر اسلام(صلی<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=391454\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;color:rgb(21,121,143);text-align:right;line-height:2;font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> الله<\/a>علیه وآله) بشارت داده است؟<\/p>\n\n<p><span style=\"color:#800000;font-size:16pt;\">پاسخ اجمالی: <\/span>در کتاب هاى امروز یهود و نصارى نشانه هاى پیامبراسلام(ص) را مى یابیم، ولى به یقین قبل از ظهورش، مسائل بیشترى وجود داشته که بر اثر تعصبات کور یا تضاد با منافع سران آنها حذف شده است. در سه مورد از انجیل یوحنا روى واژه «فارقلیط» یا «فارقلیطا» تکیه شده که به «تسلّى دهنده» ترجمه شده است، اصل این کلمه در یونانى «پِرِکْلیت» بوده که معناى آن احمد و پسندیده است. به هر حال در خود انجیل جمله هایى وجود دارد که نشان مى دهد این کلمه، سخن از پیامبرى مى گوید که ظاهر مى شود و آیینش جاویدان است.<\/p>\n\n<p><span style=\"color:#800000;font-size:16pt;\">پاسخ تفصیلی: <\/span>در کتاب هاى موجود یهود و نصارى امروز نشانه هاى این پیامبر بزرگ را مى یابیم، ولى به یقین قبل از ظهورش، مسائل بیشترى وجود داشته که بر اثر ناهماهنگ بودن با تعصبات کور و کر، یا منافع سران آنها در ظلمت کتمان فرو رفته است.<br \/>\nدر زمینه بشارات عهدین کتب متعددى نوشته شده، و یا بخشى از بعضى کتاب ها به آن اختصاص یافته است که پرداختن به همه آنها در شان این مختصر نیست و تنها به چند نمونه بارز بسنده مى کنیم:<br \/>\n1. در سه مورد از انجیل یوحنا روى واژه فارقلیط یا فارقلیطا تکیه شده است که در ترجمه هاى فارسى به تسلّى دهنده ترجمه شده است، از جمله:<br \/>\nدر یک جا مى خوانیم: «و من از پدر خواهم خواست و او تسلى دهنده دیگر (فار قلیطا) به شما خواهد داد که تا به ابد با شما باشد».<a class=\"lnkPavaraghi\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?typeinfo=42&amp;lid=0&amp;mid=321152&amp;cid=29474#95350856_2\" style=\"margin:0px;padding:0px;list-style-type:none;color:rgb(0,0,0);text-align:right;font-size:16pt;line-height:2;\" rel=\"nofollow\">(1)<\/a><br \/>\nدر جاى دیگر آمده است: «و چون آن تسلى دهنده (فارقلیطا) بیاید که من از جانب پدر به شما خواهم فرستاد، یعنى روح راستى که از طرف پدر مى آید، او درباره من شهادت خواهد داد».<a class=\"lnkPavaraghi\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?typeinfo=42&amp;lid=0&amp;mid=321152&amp;cid=29474#9546915_2\" style=\"margin:0px;padding:0px;list-style-type:none;color:rgb(0,0,0);text-align:right;font-size:16pt;line-height:2;\" rel=\"nofollow\">(2)<\/a><br \/>\nدر<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=392966\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;text-align:right;line-height:2;color:rgb(22,125,169);font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> باب<\/a>بعد نیز آمده است: «لیکن به شما راست مى گویم که شما را مفید است که من بروم که اگر من نروم، آن تسلى دهنده (فارقلیطا) به نزد شما نخواهد آمد، اما اگر بروم او را به نزد شما خواهم فرستاد».<a class=\"lnkPavaraghi\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?typeinfo=42&amp;lid=0&amp;mid=321152&amp;cid=29474#95440699_2\" style=\"margin:0px;padding:0px;list-style-type:none;color:rgb(0,0,0);text-align:right;font-size:16pt;line-height:2;\" rel=\"nofollow\">(3)<\/a><br \/>\nقابل توجه این که فخر رازى در جلد 29<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=392867\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;text-align:right;line-height:2;color:rgb(22,125,169);font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> تفسیر<\/a>خود، صفحه 313، از اناجیل موجود در عصر خودش از انجیل یوحنا چنین نقل مى کند که در<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=392966\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;text-align:right;line-height:2;color:rgb(22,125,169);font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> باب<\/a>14 مى گوید: «وَ اَنَا اَطْلُبُ لَکُمْ اِلى اَبى حَتّى یَمْنَحَکُمْ وَ یُوْتِیَکُمُ الْفارْقِلیطَ حَتىّ یَکُونَ مَعَکُمْ اِلَى الاَْبَدِ» که عیناً همان است که در بالا ذکر کردیم، ولى با تصریح به واژه فارقلیط. همین معنا را از<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=392966\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;text-align:right;line-height:2;color:rgb(22,125,169);font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> باب<\/a>15 و 16 با تصریح به واژه فارقلیط، ذکر مى کند. <br \/>\nدر کتاب التحقیق فى کلمات القرآن الکریم آمده که: «اصل این کلمه (فارقلیط) در یونانى پِرِکْلیت تحریف شده که معناى آن<a class=\"js_Wiki\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?mid=391471\" style=\"margin:0px;padding:0px;font-weight:bold;list-style-type:none;text-align:right;line-height:2;color:rgb(22,125,169);font-size:20pt;\" rel=\"nofollow\"> احمد<\/a>و پسندیده است، سپس به کلمه پَرَکْلیت تحریف شده که معناى آن تسلى دهنده مى باشد.»(4)<br \/>\nاز اینها گذشته در تعبیرات خود انجیل جمله هایى وجود دارد که نشان مى دهد این کلمه به هر تعبیرى باشد سخن از پیامبرى مى گوید که ظاهر مى شود و آیینش جاویدان است. <a class=\"lnkPavaraghi\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?typeinfo=42&amp;lid=0&amp;mid=321152&amp;cid=29474#9572282_2\" style=\"margin:0px;padding:0px;list-style-type:none;color:rgb(0,0,0);text-align:right;font-size:16pt;line-height:2;\" rel=\"nofollow\">(5)<\/a><\/p>\n\n<p style=\"text-align:right;\"> <\/p>\n\n<pre>\n<span style=\"color:#800000;font-size:16pt;\">پی نوشت<\/span>:\n\n<\/pre>\n\n<div class=\"D_Pavaraghi\" style=\"margin:0px;padding:0px;list-style-type:none;font-size:16pt;line-height:2;\"><a class=\"lnkPavaraghi\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?typeinfo=42&amp;lid=0&amp;mid=321152&amp;cid=29474#95350856\" style=\"margin:0px;padding:0px;list-style-type:none;color:rgb(0,0,0);font-size:16pt;line-height:2;\" rel=\"nofollow\">(1). انجیل یوحنا، باب 14، جمله 16.<\/a><\/div>\n\n<div class=\"D_Pavaraghi\" style=\"margin:0px;padding:0px;list-style-type:none;font-size:16pt;line-height:2;\"><a class=\"lnkPavaraghi\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?typeinfo=42&amp;lid=0&amp;mid=321152&amp;cid=29474#9546915\" style=\"margin:0px;padding:0px;list-style-type:none;color:rgb(0,0,0);font-size:16pt;line-height:2;\" rel=\"nofollow\">(2). همان، باب 15، جمله 26.<\/a><\/div>\n\n<div class=\"D_Pavaraghi\" style=\"margin:0px;padding:0px;list-style-type:none;font-size:16pt;line-height:2;\"><a class=\"lnkPavaraghi\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?typeinfo=42&amp;lid=0&amp;mid=321152&amp;cid=29474#95440699\" style=\"margin:0px;padding:0px;list-style-type:none;color:rgb(0,0,0);font-size:16pt;line-height:2;\" rel=\"nofollow\">(3). همان، باب 16، جمله 7.<\/a><\/div>\n\n<div class=\"D_Pavaraghi\" style=\"margin:0px;padding:0px;list-style-type:none;font-size:16pt;line-height:2;\"><a class=\"lnkPavaraghi\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?typeinfo=42&amp;lid=0&amp;mid=321152&amp;cid=29474#9556157\" style=\"margin:0px;padding:0px;list-style-type:none;color:rgb(0,0,0);font-size:16pt;line-height:2;\" rel=\"nofollow\">(4). التحقیق، جلد 2، صفحه 305 (ماده حمد).<\/a><\/div>\n\n<div class=\"D_Pavaraghi\" style=\"margin:0px;padding:0px;list-style-type:none;font-size:16pt;line-height:2;\"><a class=\"lnkPavaraghi\" href=\"http:\/\/makarem.ir\/main.aspx?typeinfo=42&amp;lid=0&amp;mid=321152&amp;cid=29474#9572282\" style=\"margin:0px;padding:0px;list-style-type:none;color:rgb(0,0,0);font-size:16pt;line-height:2;\" rel=\"nofollow\">(5). گردآوری از کتاب: پیام قرآن‏، آیت الله العظمى ناصر مکارم شیرازى، دار الکتب الاسلامیه‏، تهران‏، 1386 هـ. ش‏ ، ج 8، ص 386.<\/a><\/div>\n\n<div class=\"D_Pavaraghi\" style=\"margin:0px;padding:0px;list-style-type:none;font-size:16pt;line-height:2;\"> <\/div>\n\n<div class=\"D_Pavaraghi\" style=\"margin:0px;padding:0px;list-style-type:none;font-size:16pt;line-height:2;\">عید مبعث برهمه استادان، کارکنان و دانشجویان مبارک باد.<\/div>","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2017-04-24 16:20:26","content_date_event":"2017-04-24 16:20:26","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2017-04-24 16:27:59","content_date_register":"2017-04-24 16:27:59","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":0,"content_show_slider":1,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":138,"eid":0,"attach_title":"عید مبعث و  بشارت درباره نبوت پیامبر اسلام(ص)","attaches":[{"sizes":{"150":".\/cache\/153\/attach\/201704\/219791_1675101618_150_97.webp","300":".\/cache\/153\/attach\/201704\/219791_1675101618_300_194.webp","400":".\/cache\/153\/attach\/201704\/219791_1675101618_400_259.webp","600":".\/cache\/153\/attach\/201704\/219791_1675101618_456_295.webp","900":".\/cache\/153\/attach\/201704\/219791_1675101618_456_295.webp","1200":".\/cache\/153\/attach\/201704\/219791_1675101618_456_295.webp"},"ext":"jpg","file_media":1,"token":1675101618,"files":{"original":{"url":".\/file\/153\/attach\/201704\/219791_1675101618.jpg","width":456,"height":295,"size":0}}}],"images":[{"id":219791,"file_media":1,"ext":"jpg","file_header":"image\/jpeg","original":".\/file\/153\/attach\/201704\/219791_1675101618.jpg","sizes":{"150":".\/cache\/153\/attach\/201704\/219791_1675101618_150_97.webp","300":".\/cache\/153\/attach\/201704\/219791_1675101618_300_194.webp","400":".\/cache\/153\/attach\/201704\/219791_1675101618_400_259.webp","600":".\/cache\/153\/attach\/201704\/219791_1675101618_456_295.webp","900":".\/cache\/153\/attach\/201704\/219791_1675101618_456_295.webp","1200":".\/cache\/153\/attach\/201704\/219791_1675101618_456_295.webp"},"file_size":41285,"width":456,"height":295,"show_title":1,"title":"عید مبعث و  بشارت درباره نبوت پیامبر اسلام(ص)","priority":0},{"id":219793,"file_media":1,"ext":"jpg","file_header":"image\/jpeg","original":".\/file\/153\/attach\/201704\/219793_2637737960.jpg","sizes":{"150":".\/cache\/153\/attach\/201704\/219793_2637737960_150_100.webp","300":".\/cache\/153\/attach\/201704\/219793_2637737960_300_200.webp","400":".\/cache\/153\/attach\/201704\/219793_2637737960_390_260.webp","600":".\/cache\/153\/attach\/201704\/219793_2637737960_390_260.webp","900":".\/cache\/153\/attach\/201704\/219793_2637737960_390_260.webp","1200":".\/cache\/153\/attach\/201704\/219793_2637737960_390_260.webp"},"file_size":58894,"width":390,"height":260,"show_title":1,"title":"عید مبعث و  بشارت درباره نبوت پیامبر اسلام(ص)","priority":1},{"id":219794,"file_media":1,"ext":"jpg","file_header":"image\/jpeg","original":".\/file\/153\/attach\/201704\/219794_2856434946.jpg","sizes":{"150":".\/cache\/153\/attach\/201704\/219794_2856434946_150_100.webp","300":".\/cache\/153\/attach\/201704\/219794_2856434946_300_200.webp","400":".\/cache\/153\/attach\/201704\/219794_2856434946_400_267.webp","600":".\/cache\/153\/attach\/201704\/219794_2856434946_600_400.webp","900":".\/cache\/153\/attach\/201704\/219794_2856434946_600_400.webp","1200":".\/cache\/153\/attach\/201704\/219794_2856434946_600_400.webp"},"file_size":302931,"width":600,"height":400,"show_title":1,"title":"عید مبعث و  بشارت درباره نبوت پیامبر اسلام(ص)","priority":2},{"id":219795,"file_media":1,"ext":"jpg","file_header":"image\/jpeg","original":".\/file\/153\/attach\/201704\/219795_2838419268.jpg","sizes":{"150":".\/cache\/153\/attach\/201704\/219795_2838419268_150_94.webp","300":".\/cache\/153\/attach\/201704\/219795_2838419268_300_188.webp","400":".\/cache\/153\/attach\/201704\/219795_2838419268_400_250.webp","600":".\/cache\/153\/attach\/201704\/219795_2838419268_600_375.webp","900":".\/cache\/153\/attach\/201704\/219795_2838419268_600_375.webp","1200":".\/cache\/153\/attach\/201704\/219795_2838419268_600_375.webp"},"file_size":136017,"width":600,"height":375,"show_title":1,"title":"عید مبعث و  بشارت درباره نبوت پیامبر اسلام(ص)","priority":3},{"id":219796,"file_media":1,"ext":"jpg","file_header":"image\/jpeg","original":".\/file\/153\/attach\/201704\/219796_2987185778.jpg","sizes":{"150":".\/cache\/153\/attach\/201704\/219796_2987185778_150_105.webp","300":".\/cache\/153\/attach\/201704\/219796_2987185778_300_210.webp","400":".\/cache\/153\/attach\/201704\/219796_2987185778_400_280.webp","600":".\/cache\/153\/attach\/201704\/219796_2987185778_480_336.webp","900":".\/cache\/153\/attach\/201704\/219796_2987185778_480_336.webp","1200":".\/cache\/153\/attach\/201704\/219796_2987185778_480_336.webp"},"file_size":64518,"width":480,"height":336,"show_title":1,"title":"عید مبعث و  بشارت درباره نبوت پیامبر اسلام(ص)","priority":4},{"id":219797,"file_media":1,"ext":"gif","file_header":"image\/gif","original":".\/file\/153\/attach\/201704\/219797_3076655996.gif","sizes":{"150":".\/file\/153\/attach\/201704\/219797_3076655996.gif","300":".\/file\/153\/attach\/201704\/219797_3076655996.gif","400":".\/file\/153\/attach2017043076655996219797.gif","600":".\/file\/153\/attach2017043076655996219797.gif","900":".\/file\/153\/attach2017043076655996219797.gif","1200":".\/file\/153\/attach2017043076655996219797.gif"},"file_size":121495,"width":400,"height":400,"show_title":1,"title":"عید مبعث و  بشارت درباره نبوت پیامبر اسلام(ص)","priority":5}]}]]